۱۳۹۷/۰۲/۲۹ - ۱۵:۵۱:۲۱

 به گزارش قلعه‌گنج‌نیوز: مرد ۴۶ سالۀ قلعه گنجی اما گوشش بدهکار این حرف‌ها نبود. به رویاهایش فکر می‌کرد. به اینکه روزی کارخانه‌ای کوچک در شهرش بسازد تا مردان قلعه‌گنجی غم نان نداشته باشند و عَرَقی اگر روی پیشانی‌شان نِشست، خشک نشده، حقوق‌شان را بگیرند و نان حلال بر سفره خانواده بگذارند.  رویای بزرگش اما این بود که «مردان قلعه‌گنجی»، کارگر فصلی نباشند؛ یک فصل خستۀ کار و فصل دیگر… «این مرد» حالا به آرزوهایش رسیده. به آرزوهایی که دیگران آن‌ها را محال می‌خواندند خودش اما می‌دانست یک‌روز، خوشبختی روی شانه‌های شهرش می‌نشیند و آرزوهایش برآورده می‌شود. سراغ یعقوب احمدی رفته‌ایم، مرد سخت‌کوش اما امیدوار قلعه‌گنجی که این روزها صاحب کارخانه‌ای دو ظرفیتی در شهرستان قلعه‌‌گنج است و ۵۰ کارگر دارد. کارخانه‌ای که ۶ ماه محصولات فرآوری شدۀ خرما تولید می‌کند و ۶ ماه دیگر رُب گوجه فرنگی. به قول خودش: «جرقه این کار روزی روشن شد که بنیاد مستضعفان به شهرستان قلعه‌گنج آمد و از آن روز به بعد…»

 

دانشجوی دیروز، کارآفرین امروز

متولد سال ۱۳۵۱ است ودر چهره‌اش اراده بیداد می‌کند. کلماتش را محکم و مطمئن به زبان می‌آورد. سال‌ها پیش اگر بود، برای معرفی خودش می‌گفت: دیپلمه و کارمند شهرداری. اما این روزها خودش را این‌گونه معرفی می‌کند:«یعقوب احمدی هستم. مدیرعامل کارخانه‌ای در شهرستان قلعه‌گنج.» چند لحظه‌ای سکوت می‌کند و می‌گوید: «چرا از آخر! بگذارید داستانم را از اول تعریف کنم!» یعقوب احمدی داستان زندگی‌اش را این‌گونه روایت می‌کند:«دیپلم که گرفتم برای ادامه تحصیل به رفسنجان رفتم. شهرستان ما دانشگاه نداشت و باید برای ادامه تحصیل به شهرستان‌های اطراف می‌رفتیم. در دانشگاه ولی‌عصر رفسنجان، کشاورزی خواندم. درسم که تمام شد به قلعه‌گنج برگشتم و در شهرداری استخدام شدم. از زندگی و کارم راضی بودم اما…»

 

یکبار خواستم؛ اما نشد

«برای کارمند بودن آفریده نشده بودم. دوست داشتم روی پای خودم بایستم و کاری برای مردم شهرم انجام دهم.» یعقوب احمدی پس از گفتن این جمله ادامه می‌دهد: «نسبت به مردم دیگر قلعه‌گنج، وضعیت بهتری داشتم اما خیلی وقت‌ها با خودم می‌گفتم برای شهری که در آن متولد شده‌ای، چه‌کار کرده‌ای؟ وقتی می‌دیدم کشاورزان قلعه‌گنج، مجبورند محصولات کشاورزی خود را خام فروشی کنند، ناراحت می‌شدم. اما کاری از دستم برنمی‌آمد. یک بار تصمیم گرفتم کاری جدید راه‌اندازی کنم که به نفع شهرم باشد. فکر می‌کنم سال ۱۳۹۰ بود. کار را شروع کردم؛ اما شکست خوردم. برای همین بار دیگر به زندگی کارمندی‌ام برگشتم. همان روزها بود که مطالعه‌ دربارۀ کارآفرینی و زندگی کارآفرینان بزرگ دنیا شروع کردم.»

 

بنیاد که آمد، جاده موفقیت هموار شد

حضور بنیاد مستضعفان در قلعه‌گنج جرقه‌ای بود در زندگی یعقوب. یعقوب احمدی در این‌باره می‌گوید: «بنیاد مستضعفان به شهرستان ما آمده بود. آن روزها آشنایی چندانی با فعالیت‌های این نهاد نداشتم. تا اینکه از اهالی شنیدم بنیاد از طرح‌های نوین تجاری و صنعتی حمایت می‌کند. با شنیدن این خبر، ایده‌ای را که از مدت‌ها پیش در ذهنم نشسته بود، روی کاغذ نوشتم. با خودم می‌گفتم: یعنی بنیاد از طرح من حمایت می‌کند؟ قبل از این اتفاقات جرات بیان کردن ایده‌ام را نداشتم. چون وقتی از فکرم برای دیگران صحبت می‌کردم، صریح و روشن می‌گفتند نمی‌توانی!» کارآفرین بااراده قلعه‌گنجی می‌گوید:«می‌دانستم باید به فکر کشاورزان و محصولات کشاورزی مردم شهرم باشم. برای همین ایده‌ام را با مسئولان بنیاد در میان گذاشتم و از آن روز به بعد جاده موفقیت هموار شد.»

 

اگر وام بنیاد نبود…

مردم قلعه‌گنج ۶ ماه رطب پرورش می‌دهند و ۶ ماه دیگر سال صیفی‌جات. برای همین یعقوب احمدی تصمیم می‌گیرد ایده‌ای تاسیس کارخانه‌ای را بدهد که ۶ ماه سال محصولات فرآوری شدۀ خرما تولید کند و ۶ ماه دیگر را رُب گوج فرنگی. مدیر کارخانه دومنظوره قلعه‌گنج، داستان آن روزهایش را این‌گونه روایت می‌کند:«هرچه داشتم و نداشتم را فروختم. از خانه گرفته تا زمین و … اما پول خرید زمین جور نشد. یکی از آشنایان پیشنهاد تشکیل یک تعاونی خانوادگی را داد و از همین جا بود که توانستم زمین کارخانه را در شهرک صنعتی خریداری کنم. اما با یک زمین خالی و برهوت که کار از کار پیش نمی‌رفت! برای همین با وامی که بنیاد مستضعفان از طریق بانک سینا در اختیارم گذاشت، کارخانه را تجهیز کردم. اگر از بنیاد وام نمی‌گرفتم، شاید زمین کارخانه، به همان شکل برهوت در شهرک صنعتی باقی می‌ماند.»

 

محصولات قلعه‌گنجی در آلمان

سرانجام کارخانه دومنظوره شهرستان قلعه‌گنج، زمستان ۹۶ به بهره‌برداری رسید و از ابتدای سال ۹۷ تولیدش را آغاز کرد. کارآفرین موفق قلعه‌گنجی در این‌باره می‌گوید:«دیگر نگران خام‌فروشی محصولات کشاورزان شهرم نبودم. نه تنها از کشاورزان قلعه‌گنج، بلکه از کشاورزان شهرستان‌های اطراف هم خرما و گوجه فرنگی می‌خریدم و در کنار تمام این‌ها می‌توانستم برای همشهری‌هایم اشتغال‌زایی کنم. کارخانه به نیروی کار نیاز داشت تا خرما و رُب گوجه فرنگی تولید کند.» یعقوب احمدی، در همان روزهای نخست تاسیس کارخانه، در دو کنفرانس بین‌المللی شرکت می‌کند و با کارآفرینان بین‌المللی هم آشنا می‌شود تا با شرکت آلمانی برای فروش محصولاتش به تفاهم برسد و به تفاهم هم می‌رسد…

 

آرزویی در همین نزدیکی‌

حالا چرخ کارخانه‌اش می‌چرخد و این کارخانه دو منظوره ۵۰ کارگر دارد که برچسب کارگر فصلی بودن از روی آن‌ها برداشته شد. کارگرانی که قرار است هم محصولات فرآوری شدۀ خرما تهیه کنند و  هم رُب گوجه فرنگی. کارمند دیروز شهرداری از آرزوهای آینده‌اش این‌گونه روایت می‌کند:«شاید تا چند ماه پیش دغدغه محصولات کشاورزان و بیکاری  تعدادی از مردم شهرم را داشتم اما حالا که توانسته‌ام با کمک بنیاد مستضعفان باری از دوش همشهری‌هایم بردارم و به خواسته‌های خودم هم نزدیک شوم، آرزوهایم بلند پروازانه‌تر شده. این روزها آرزو دارم بزرگترین کارخانه تولیدی منطقه را داشته باشم تا بتوانم هزاران نفر از فرزندان قلعه‌گنج را در آن استخدام کنم…» از آرزویش که می‌گوید چشمانش برق می‌زند. انگار که رسیدن به این آرزو هم در همین نزدیکی‌هاست…

 

ارسال دیدگاه
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط بنیاد علوی در وب منتشر خواهد شد.
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید. پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.